تبليغاتX
دستخط یک دختر


























دستخط یک دختر

زن یعنی لبخند خدا بر زمین

هنوز هم

لالای ات

به جانم

آرامش خواب می دهد ....

 

ته نوشت : همه روز زن را تبریک میگن - من روز زن را به زنهای تبریک میگم که با عشق با یه مرد خوابید بکارتش رفت اما مردش مرد نبود و گذاشت ورفت و اون دختر زنی شد که هیچوقت هیچکسی روز زن را بهش تبریک نمیگه ...  روز زن در جامعه بی حقوق زن مبارک .

| شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 | 20:52 | نیلوفر| |

در جهان هستی من

حفره ای باز شده .

حفره ای  ، 

که مرا به درون خود می کشد .

چقدر شبیه جای خالی توست ....

 

ته نوشت : تو بانک دست لرزون پیرزنی فیشی را جلوم گرفت که براش پر کنم تاریخ تولدش ۱۳۰۱ بود !!!

نگاه به چشماش کردم  آرام بود وصبور ....

| چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 | 21:42 | نیلوفر| |

برگرد

من به تو گیر می دهم

تو به من گیر بده

من گیر تو را به موهایم میزنم

تو گیر مرا به دوستی مان .....

 

ته نوشت : مسئول وبلاگ مدرسه ای برای همه ( محسن )   روز معلم مبارک

| سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 | 22:22 | نیلوفر| |

شب نیست

روز نیست

شب و روزم را آشفته کردی

چـــــــــــــشم نبند ....

دل ببنـــــــــد ....

 

ته نوشت :فیلم سامورایی میبینم دختره زنانه میجنگه طرف میگه اون زنه وروشش زنانه است

(من کلی ذوق مرگ میشم

میرم باشگاه کلاسم با کلاس تکواندوها یکی شده  نفس میگیرن انگار هیولا تنوره می کشه 

( من بالا میارم

زن باش در هر شرایطی زن باش

| یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 | 17:18 | نیلوفر| |

من که هیچ

پیچک همسایه هم سر می کشد ....... به بوم تو

من که هیچ

کبوتر نیز پر می کشد ..........به کوی تو

دل که دیگر دل است

پا نمی کشد از کوی تو  ....

 

ته نوشت :یه روز گرم وسط اتوبان - ۲۰۶ خط ممتد وسط را گرفته و اعصاب همه را پاپیون زده که سبقت بگیره ، نگاه انداختم ۲۷-۲۶ میخورد مرتب بنظر میرسید یه مین گفتم شاید عجله داره راه دادم که بره - نیم متر جلوتر ورودی بلوار همون ۲۰۶ ول کن ۳ تا دختر نیست ! به خودم لعنت فرستادم چرا راه دادم !!!

| شنبه دوم اردیبهشت 1391 | 23:20 | نیلوفر| |

نمی دانی

بی تو شعر نیز

واژه هایش را می فروشد

                                         به دوره  گرد تنها ....

بی تو بغض است که می شکند

                        بی تو اشک است که میریزد ...

نمیدانی

بی تو

       همه چیز    دلگیر است   ،    غمگین است .....

 

ته نوشت :  دختره داره با دوستش از پسر های حرف میزنه که تو دانشگاه عاشق سینه چاکشن و به یکیشون احساس نزدیکی میکنه چون مثل خودش سید هست !!!! دوستش آروم نشسته و گوش میده

ازسر کنجکاوی بر میگردم قیافه اش را یه نگاه بندازم ، یاد ماهیتابه سیاهه مامانم افتادم . اما دوستش به قول پسر روبروی عجب تیکه ای بود !!! موندم این چه توهمی زده خدا میدونه!

| شنبه بیست و ششم فروردین 1391 | 20:0 | نیلوفر| |

گل انار کاسه ،

برنج خوری طاووسی

یک دست آئینه وشمعدان

همه را شکسته بود

تمام جهاز مرا .....

 

ته نوشت : واحد به زن وشوهر جوون،یه جفت کفش زنانه وصدای خنده زنی غریبه،وخنده آشنا مردهمسایه ! که میگفت میخوام....  لعنت به دیوار آپارتمانها کاغذی  ، لعنتــــــــــ

| یکشنبه بیستم فروردین 1391 | 23:34 | نیلوفر| |

نبودم

نه آنجا

نه هیچ جای دیگر     - معشوقه ات ...!

 

 

ته نوشت : هرزه ، نبوس مرا در تاریکی خیابانی خلوت

کی گفته مرد فاحشه نمیشه !

| شنبه نوزدهم فروردین 1391 | 21:2 | نیلوفر| |

بیا هر دویمان

پایمان را

در یک کفش بکنیم ...

 

ته نوشت: نظر داده شده که زنان زمانی که تنهادربیرون هستند-سه برابر مردان تحت فشارروحی قراردارن

 مردان شاید۱۰٪این نگرانی را داشته باشن!

- چــــــرا ؟

| پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 | 17:45 | نیلوفر| |

صدایم را باد برده است

تنم را کاشته ام

به امید میوه ای

ثمر نداد .....

حبس شده ام

میان کاسه بشقاب های که

پدرم  خرید و گفت : جهاز - برو

و من رفتم - از کنجی به کنج دیگر

 

ته نوشت : سیزده بدر سبزه گره نزن !سعی کن سرحماقتهای زنانه ایت را گره بزنی... زن باش

| شنبه دوازدهم فروردین 1391 | 22:52 | نیلوفر| |

Design By : shotSkin.com